تبلیغات
خاطرات دخترک من - با هم بخندیم
خاطرات دخترک من
جمعه 22 بهمن 1389 :: نویسنده : نفیسه نوروزی
باران
یک روز بارانی, دختری به مادرش گفت
:
مادر می خواهم گل ها را آب بدهم.
مادر گفت:
دخترم مگر نمی بینی باران می آید!!
دختر جواب داد:
عیبی ندارد. برای خودم چتر می برم!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 9 مرداد 1396 09:54 ب.ظ
Hi there, its pleasant paragraph about media print, we all know media is a great source of facts.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:37 ب.ظ
Wonderful site. A lot of useful info here.
I am sending it to some friends ans also sharing in delicious.
And certainly, thanks to your sweat!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:14 ب.ظ
Hi there, the whole thing is going nicely here and ofcourse
every one is sharing information, that's really fine, keep up writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نفیسه نوروزی
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز چند سالته؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آخرین عکس های فتوبلاگ من