تبلیغات
خاطرات دخترک من - خادم مسجد
خاطرات دخترک من
جمعه 22 بهمن 1389 :: نویسنده : نفیسه نوروزی
باز جارو زد چمن را
برگها را برد با خود

سرو گفت: الله اکبر
باز هم وقت اذان شد

مسجد سر سبز پر بود
از درختان مسلمان

شاخه خم کردند با هم
در نماز خود درختان

می کشد زحمت شب و روز
خادم مسجد که باد است

روز و شب سرگرم کار است
کار او خیلی زیاد است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 5 تیر 1396 05:51 ب.ظ
This is the perfect webpage for anybody who would like to find
out about this topic. You understand a whole lot its almost tough to argue with you (not that I personally would
want to?HaHa). You certainly put a brand new spin on a topic which has
been discussed for ages. Great stuff, just great!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 07:41 ب.ظ
Good way of explaining, and pleasant post to take information about my presentation subject, which i am going to deliver in school.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نفیسه نوروزی
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز چند سالته؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آخرین عکس های فتوبلاگ من