تبلیغات
خاطرات دخترک من - ماجرای دندان لق من
خاطرات دخترک من
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : نفیسه نوروزی

به نام خدا

چند روز بود که دندان من لق شده بود

من می ترسیدم دندان را بکنم به دیگران هم اجازه نمی دادم که بکند

تا اینکه دندان زیری درآمد؛

اون روز پدربزگ من هم خانه ی ما بود به من گفت دندان که لق شد باید کند،

چون حالا هفت سالت شده و کلاس اول هستی.

خلاصه دندانم را کندم و همراهم داشتم تا اینکه گم شد من گریه می کردم و می گفتم

که من دندانم را می خواهم به بابام می گفتم که : بابا دندانم را ندیدی از اینکه دندانم

را گم کرده بودم ناراحت بودم.

حالا که این خاطره را می نویسم یک هفته از آن می گذرد و دندان من هم درآمده و

من توی آینه نگاه می کنم یه ریزه معلومه.

 

yrfgdp32t9nled78ezo.jpg

 



 





یادگاری هم بنویسید


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 13 مرداد 1396 04:29 ب.ظ
Hello, I think your site might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog site in Ie, it looks fine but when opening in Internet Explorer,
it has some overlapping. I just wanted to give you a quick heads up!
Other then that, fantastic blog!
شنبه 7 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
Thanks for the good writeup. It in truth was once a entertainment account it.
Look advanced to more brought agreeable from you!
By the way, how can we be in contact?
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:39 ب.ظ
Touche. Great arguments. Keep up the amazing work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نفیسه نوروزی
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز چند سالته؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آخرین عکس های فتوبلاگ من